السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
373
جواهر البلاغة ( فارسى )
را مهلت بده ، مهلت بده مهلت دادن اندكى . در اين آيهء شريفه ، « أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً » تاكيد « فمهّل الكافرين » است و از اينرو بر آن عطف نشده است . در اينجا جملهء دوم مانند تاكيد لفظى براى جملهء اول است . و مانند سخن خداى و الا : « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ . . . » « 1 » و برخى از مردم مىگويند : ما به خداوند و روز واپسين ، ايمان آوردهايم و آنان ، مؤمن نيستند . با خداوند و مؤمنان ، نيرنگ به كار مىبرند . در اين آيهء شريفه ، « يُخادِعُونَ اللَّهَ » * بدون عطف ، آورده شده چون مانند تاكيد معنوى براى جملهء « ما هم بمؤمنين » است . بنابراين ، مانع از عطف در اينجا اتحاد كامل دو جمله است كه اين اتحاد ، از عطف چيزى بر خودش جلوگيرى مىكند و انگيزهء فصل و جدايى مىشود . مقصود از عطف چيزى بر خودش اين است كه : وقتى دو جمله ، با هم اتحاد كامل داشته باشد و يكى بر ديگرى عطف شود ، « عطف شى على نفسه » مىگردد . الموضع الثانى : كمال الإنقطاع و هو إختلاف الجملتين إختلافا تامّا . دومين موضع فصل ، كمال انقطاع است يعنى جايى كه دو جمله ، با هم اختلاف كامل دارند . ( الف ) بأن يختلفا خبرا و إنشاء لفظا و معنا أو معنى فقط نحو : حضر الأمير حفظه اللّه و نحو : تكلّم إنى مصغ إليك و كقول الشّاعر : و قال رائدهم أرسوا نزاولها * فحتف كلّ امرى يجرى به مقدار دو جمله ، از جهت خبريه و انشاييه بودن اختلاف داشته باشند بدين شكل كه يك جمله ، لفظا و معنا خبريه و جملهء ديگر لفظا و معنا انشاييه باشد يا تفاوت آنها تنها از حيث معنا باشد بدينگونه كه هردو جمله ، ظاهرا خبريه يا انشاييه ، ليكن در معنا يكى خبريه و ديگرى انشائيه ايراد گردد . مانند : « حضر الأمير حفظه اللّه » جمله « حضر الأمير » لفظا و معنا خبريه است و جملهء « حفظه اللّه » لفظا خبريه ولى معنا انشائيه است . چون براى دعا به كار رفته . و مثل : « تكلّم إنّى مصغ إليك » يعنى : سخن بگو من به سخنانت گوش فرا مىدهم . و مانند سخن شاعر : پيشتاز آنان گفت : بمانيد تا پيكار را پيشهء خود سازيم . مرگ هرشخصى بر اساس
--> ( 1 ) . بقره ، 8 و 9 .